به فرزندتان اجازه دهید در زندگی اشتباه کند

[ad_1]

به فرزندتان اجازه دهید در زندگی اشتباه کند

به فرزندتان اجازه دهید در زندگی اشتباه کند 

تعداد زیادی از اوقات در زندگی همه ي وقت اتفاقات بر وفق مراد نیستند،مثلا شکست ها در زندگی امری طبیعی می باشند و چه بهتر که فرزندان طعم آن را در کودکی نیز تاحددوی حس کنند. گاهی پدر و مادرهای دلسوز و عاقل، در تلاش برای آماده کردن فرزندان خون جهت رویارویی با دنیای حقیقی، اصرار دارند که انها همه ي وقت نمرات و امتیازات بینظیر را کسب کنند، در زندگی اجتماعی فعال باشند و برترین ایمنی‌ها را برای انها فراهم میکنند.

 

متاسفانه اگر به فرزندان آزادی کافی ندهیم که مرتکب اشتباه شوند، تلاش ما بعنوان پدر و مادر هدر رفته و موفقیت‌هایي راکه ایده‌آل ماست، از فرزندان‌مان دور خواهیم کرد.هرچند مهم هست که حمایت کافی از فرزندان‌مان داشته باشیم و راهنمایی‌شان کنیم، اما به همان اندازه نیز مهم هست که به انها فرصت تجربه‌ي شکست و اشتباه را بدهیم.

 

به جای پیشگیری از اشتباهات، به نوجوان‌مان کمک کنیم تا از لغزش‌هایش درس بگیرد. در ادامه اشتباهاتی را برای‌تان میگوییم که باید اجازه دهید فرزند نوجوان شما مرتکب شود:

 

۱. بگذارید چند دوست مشکوک و غیرقابل اعتماد داشته باشد!

تا حدودی باید به فرزند نوجوان‌تان اجازه دهید دوستانش را خودش گزینه کند، حتی اگر چند دوست غیر قابل اطمینان در حلقه‌ي اطرافیانش باشند. اگر نوجوان‌تان را از وقت گذراندن با یکسری از افراد منع کنید این احتمال وجود دارد که تمایل او به بودن با همین افراد اکثر شود.

 

اگر فرزندتان چند دوست مشکوک دارد، نگرانی‌هاي خود را بابت این موضوع با او در بین بگذارید و رفتارها و فعالیت‌هایش را نظارت کنید. به جای این که ارتباط با این افراد را کاملا رد کنید، به او اجازه دهید تعاملات اجتماعی محدود با شرایط خاص و شفاف با این تیپ افراد داشته باشد؛

 

شرایط را بدون ابهام و به روشنی وضع کنید. با اینکار به فرزند نوجوان خود فرصت می دهید چیزهایی راکه شما نگرانش هستید با چشم‌هاي خود ببیند، شاید خودش تصمیم بگیرد به این ارتباط پایان بدهد، به تشخیص و اراده‌ي شخص خودش، نه به اجبار شما!

 

۲. بگذارید گاهی از قبول مسئولیت سرباز بزند

گاهی والدین از فرزند خود توقع دارند همه ي را راضی نگه دارند و همۀ را تحت تاثیر رفتارهای بینظیر و بی‌نقص خود قرار دهند، تا حدی که اجازه‌ي هیچ خطایی به او نمیدهند. یک پدر ممکن هست با تحکم از فرزندش بخواهد هر شب تمام تکالیف خود را انجام دهد تا هرگز نمره‌ي بد یا امتیاز منفی نگیرد. یک مادر ممکن هست ساک ورزشی فرزندش را بارها چک کند تا مطمئن شود که او هرگز چیزی را فراموش نکرده هست.

 

مدیریت و نظارت کردن ریز به ریز فعالیت‌هاي روزمره‌ي فرزندتان که مبادا اشتباهی بکند، مسئولیت پذیری را به او یاد نمی دهد. بلکه باعث میشود همۀ وقت} وابسته‌ي هشدارها و یادآوری‌هاي مکرر شما بماند و مدام انتظار حمایت کردن از شما داشته باشد. اجازه دهید نوجوان‌تان گاهی مسئولیت‌هایش را فراموش کند، اشتباهی انجام دهد و پیامدهای رفتارهایش را تجربه کند.

 

۳. بگذارید ابراز وجود کند، حتی اگر به شیوه‌اي که شما نمی پسندید

خودمختاری و خودسری و استقلال طلبی، بخشی از رشد طبیعی انسان هست و گاهی ممکن هست فرزندتان دوست داشته باشید به شیوه‌اي که ایده‌آل نیست ابراز وجود کند. اجازه دهید کارش را بکند، حتی اگر اصرار دارد موهایش را سبز کند یا لباس‌هایي بپوشد که اصلا با هم جور نیستند!

 

گرچه مراقب مرزها باشید؛ باید تعادل نسبی وجود داشته باشد تا فرصت ابراز وجود فرزندتان تبدیل به یک رفتار تهاجمی یا آسیب رسان نشود. وقتی که بزرگ‌تر شد، حتما نگاهی به قبل خواهد کرد تا بعضی از رفتارهای آن دوران خود را ببیند و احتمالا به خیلی از انها خواهد خندید یا بابت‌شان شرمنده خواهد شد، اما اگر در این دوران حساس به او اجازه‌ي ابراز وجود طبق میل خودش را ندهید احتمال این که از راههای دیگری، طغیان کند اکثر خواهد شد.

 

۴. بگذارید گاهی شکست بخورد

گاهی والدین نمیتوانند شکست فرزندشان را تحمل کنند و تمام سعی خود را میکنند تا از شکست و ناکامی او پیش گیری کنند. بنابراین تمام دقت‌شان را معطوف هدایت نوجوان‌شان طی مسیری که دارد می کنند تا حتما پیروز شود. اما پیش گیری از شکست، خیانت در حق فرزندتان هست، چون اجازه نمیدهید یاد بگیرد چطور از پس ناامیدی و ناکامی بربیاید و خودش را نبازد.

 

اگر کودک ۵ ساله‌تان اصرار دارد برای نخستین باربسکتبال بازی کند، بگذارید اینکار را بکند. یا اگر دخترتان دوست دارد وارد گروه کُر بشود در حالی‌که حتی آوازخواندن ساده را هم بلد نیست، مانعش نشوید. اگر فرزندتان در هدفش پیروز نشد، حالا وقت آن هست که حضورتان را پررنگ کنید و به او یاد بدهید چگونه از این فرصت، چیزهای اخیر یاد بگیرد تا بر موانع و ناامیدی‌اش غلبه کند.

 

۵. بگذارید احساسات منفی را تجربه کند و در شرایط ناراحت کننده قرار بگیرد

بهتر هست در برابر وسوسه‌ي همه ي وقت حامی بودن مقاومت کنید و بگذارید فرزندتان تجربه‌ي ناخوشایند را هم از سر بگذراند. یک نوجوان باید یاد بگیرید با هیجانات منفی‌اش مثل اضطراب، خشم، اندوه و تنهایی چطور کنار بیاید. تجربه کردن این احساسات و فراگرفتن شیوه‌ي مدیریت انها، به فرزندتان اعتماد بنفس داده و توانایی‌اش را برای رویارویی با نارحتی‌هاي اجتناب ناپذیر زندگی تقویت میکند.

 

حتی خیلی مفید هست که اجازه دهید فرزندتان گاهی در شرایط جسمی ناخوشایند قرار بگیرد. اگر دوست دارد در سرمای هوای بیرون، شلوارک بپوشد، بگذارید اینکار را بکند. یا اگر فراموش کرده ناهارش را با خود ببرد، بگذارید گرسنه بماند. پیامدهایی که تجربه میکند، درس‌هایي ارزشمند، ضروری و به یادماندنی میباشند.

 

 

[ad_2]

لینک منبع

شادی و خنده را به کودکان هدیه دهیم

[ad_1]

شادی و خنده را به کودکان هدیه دهیم

شادی و خنده را به کودکان هدیه دهیم 

شاد بودن و خندیدن در دنیای کودکانه حقی هست که همۀ فرزندان دارند و این وظیفه پدر و مادر هست که فرصت خوشحال بودن را برای آنان فراهم نمایند. حدود 9 سالش بود. ساكت نشسته بود. سرش را پایین انداخته بود و در وسیله بازی‌ كه دستش داده بودند، غرق شده بود. به زور توانستم سر صحبت را با او باز كنم. برای كودكی به سن او، این حد از سكوت، عجیب بود.

 

چند كلمه كه با او صحبت كردم، دیدم دایره واژگانی خوبی هم دارد‌ اما این دایره واژگانی اکثر متعلق به بزرگ‌ترها بود! درمورد بازی و تفریح با او صحبت كردم. اگرچه عادت دادن كودك به مطالعه، اتفاق بسیار خوبی هست اما انگار این كودك همه ي‌‌ چیز را در مطالعه می دید.

 

بچه‌هاي هم سن او به راحتی میتوانند با اسكوتر، دوچرخه –و اگر یاد گرفته باشند- با اسكیت بازی كنند. علاوه براینكه اینقدر ساكت و آرام جایی نمی نشینند! از بچه حواسم پرت حرف‌هاي پدر و مادرش شد. شنیدم مادرش می گوید:«‌ وی را طوری تربیت كرده‌ایم كه آرام بنشیند.

 

برخلاف تعداد زیادی از بچه‌ها كه بیش‌فعال ‌ و دائما درحال بازی میباشند، فرزند ما یاد گرفته كه بنشیند.» صحبت‌‍‌هاي مادر ادامه داشت و من كلمه‌هاي «بنشیند»، «‌آرام باشد»، «خیلی حرف نزند»‌ و شبیه به آن را دائما از زبان مادرش می‌شنیدم.نخواستم وارد بحث شوم و بگویم، ‌هربچه آرامی، الزاما سالم نیست.

 

نخواستم بگویم هر بچه‌اي كه بازی و شیطنت می‌كند، الزاما بی‌تربیت و بیش‌فعال نیست و هر بچه‌‌اي كه همه ي‌‌ چیز را در خواندن كتاب و سر فرو بردن در بازی‌هاي انفرادی خلاصه كند، بچه موفقی نخواهد بود. به‌نظرم ‌مشكل اصلی والدین این كودك این بود كه خودشان « خوشحال زندگی كردن» ‌و «‌خوشحال بودن»‌ را بلد نبودند

 

و به همان شكل عبوس و خسته، فرزندشان را تربیت كرده ‌بودند. رفتار و گفتار والدین و آن بچه، شد بهانه برای بررسی اینكه چطور باید والدین كودكان را خوشحال تربیت كنند و اصلا اینكه شادی برای بچه چقدر ضروری هست

 

شادی مهم هست چون…

« خنده بر هر درد بی‌درمان دواست» این ضرب‌المثل را بارها شنیده‌اید و حتما خودتان هم امتحان كرده‌اید كه وقتی خوشحال هستید، انگار جهان رنگ دیگری دارد. بنابراین ساختار ذهنی ما با شادی بیش از غم سازگار هست. شادی چه اثری روی جسم و روان كودكان دارد؟

 

شادی و قلب

شادی یكی از راهكارهای حفظ سلامت قلب كودكان هست. چرا؟ كودكی كه خوشحال هست، قلب سالم‌تری دارد. علت علمی این اتفاق، تنظیم ضربان قلب و پیشگیري از ایجاد حمله قلبی ناشی از عصبانیت و از سوی دیگر كنترل میزان فشار خون هست. در افراد خوشحال، میزان ضربان قلب در هر دقیقه، ‌شش تپش كمتر از دیگران هست.

 

بنابراین قلب این افراد تحت فشار نیست و به آرامی فعالیت می‌كند. این واقعیت را هم اضافه كنیم كه قلب با هر ضربه عاطفی- احساسی واقعا می‌شكند. این شكستن به شكل آسیب به مویرگ‌هاي ظریف قلب اتفاق می‌افتد كه در نهایت باعث آسیب جدی به قلب میشود.

 

شادی و ایمنی

فرزندتان از نظر تغذیه‌اي مشكلی ندارد‌ اما بیش از همكلاسی‌هایش سرما می‎‌خورد. بدن او به قدری ضعیف شده كه چند بار هم دچار مشكلات گوارشی یا عفونی شده هست. چرا؟ فرزندتان دچار مشكل روحی هست كه با شما در بین نمیگذارد. این مشكل باعث شده او خوشحال نباشد. در افرادی كه دچار غم مزمن یا مقطعی میباشند، ‌سامانه ایمنی به‌شدت ضعیف عمل می‌كند. «‌خوشحال بودن» به شكل كاملا سینوسی روی عملكرد سامانه ایمنی تأثیر می گذارد.

 

شادی و آرامش

استرس و اضطراب نه‌تنها عوارض جسمانی را به‌دنبال دارد؛‌ بلكه باعث اختلال در عملكرد مغز و ترشح هورمون‌ها می شود. استرس و اضطراب كه نقطه مقابل شادی و آرامش هست، به راحتی میتواند كودك بسیار باهوشی را به كودكی حواس‌ پرت و ناموفق تبدیل كند. استرس یكی از عوامل بازدارنده فعالیت هوش در كودكان هست. هرچه كودك شادتر باشد، استرس از او دورتر هست.

 

شادی و دردها

«هیچ اتفاق خاصی نیفتاده هست!» اما این نظر شماست! فرزندتان با علائمی مثل دل درد، دل‌پیچه، سردرد، بی‌حوصلگی و حتی تب از خواب بیدار می شود. این مشكلات جسمی به‌راحتی میتوانند علائم عدم‌ شادی كودك و غم از چیزی باشند كه با شما در بین نگذاشته هست.

 

شادی و خلاقیت

همانگونه كه خلاقیت با تشویق اکثر و اکثر جان می گیرد، شادی یكی از خوراك‌هاي ذهنی مهم برای خلاقیت هست. كودكانی ذهن آزاد و خلاق‌ دارند كه از امنیت روانی و شادی بیشتری برخوردار میباشند.

شادی و خنده را به کودکان هدیه دهیم

چطور فرزندمان را خوشحال تربیت كنیم؟

برخی از كودكان – كه گرچه در بزرگسالی هم این صفت را همراه‌شان خواهند داشت- نمی توانند خوشحال باشند. انگار از شادی هراس دارند. این كودكان در بزرگسالی دچار مشكلی به نام «ترس از خوشحال بودن»‌ میشوند. بنابراین برای اینكه فرزندان شادی داشته باشید، باید به انها یاد بدهید كه چطور از زندگی لذت برده و خوشحال باشند.

 

با او حرف بزنید

اصلا فكر نكنید بچه‌ها ذهن‌شان كاملا خالی هست و دغدغه‌اي ندارند. كودكان ممكن هست دغدغه سرماخوردگی عروسك‌شان، ترس از تركیدن بادكنك‌، خراب شدن كفش اخیر تا نگرانی از مرگ مادر بزرگ را با خود یدك بكشند اما چیزی نگویند. بنابراین در طول روز، حتما سعی كنید با آن ها وارد صحبت شوید. به حرف‌هاي‌شان گوش بدهید و انها را از دغدغه‌هاي بزرگ و كوچك‌شان رها كنید.

 

با هم بخوانید و بازی كنید

فرزند شما باید چند ساعتی را با پدر و مادر یا خواهر و برادرش خوشحال باشد. بنابراین حتما ساعت‌هایي از صبح یا بعدازظهر را به بازی كردن با كودك اختصاص بدهید. برای او كتاب بخوانید. با او كارتون مشاهده نمایید. با او ذرت و پفك بخورید. حضور و همراهی شما، امنیت دلیل كودك و در نتیجه شادی وی را همراه خواهد داشت.

 

متعلق به او باشید

احساس «تعلق دلیل به كسی یا چیزی» باعث شادی می شود. به همین علت افرادی كه احساس می‌كنند دوست‌ داشتنی نیستند، از جمع دور مانده و دچار افسردگی می شوند. فرزند شما باید با تمام وجود حس كند كه شما به او تعلق دارید و او به شما. بنابراین هیچ وقت، در هیچ شرایطی

 

از دسترس او دور نشوید. این به این معنی نیست كه دائما همراه او باشید؛ ‌بلكه به این معنی هست كه به او اطمینان بدهید درصورتی كه به شما نیاز داشته باشد، شما حاضر خواهید بود. بخش دیگری، با محبت كردن به او، در آغوش گرفتن، گفتن كلمه‌ها و جمله‌هایي مثل «دوستت دارم»، « تو دختر یا پسر مفید من هستی»، «‌ من همه ي وقت كنار تو هستم» و… محقق میشود.

 

این جمله‌ها ممنوع هست

به هیچ‌وجه در هیچ شرایطی از جمله‌هایي كه شخصیت كودك را نشانه می رود، ‌بهره گیری نكنید. برای مثال اگر كار بدی كرد، ‌برای تربیت او ازجمله « تو دختر یا پسر خوبی نیستی»‌، «‌دیگر تو را دوست ندارم»، ‌«‌به پدرت خواهم گفت»‌ و… بهره گیری نكنید. بزرگ‌ترین تأثیر این جمله‌ها،

 

احساس تنها شدن، ‌دوست داشته نشدن، مفید نبودن، فاصله گرفتن و از پدر و مادر را برای او به همراه دارد. این احساس‌هاي منفی مسلما به‌تدریج كودك را به بچه‌هاي عبوس تبدیل خواهد كرد.

 

در شكست‌ها همراهش باشید

فرزند شما همۀ وقت} به حمایت‌تان نیاز دارد. این نیاز در سن كم، كاملا محسوس هست. وقتی فرزندتان شكستی را تجربه می‌كند هم باید از آن درس بگیرد و هم اینكه شكست نباید شادی وی را از بین ببرد و زندگی‌اش را دچار مشكل كند. به این شكل همراه او باشید:

 

درمورد آن صحبت كنید. حین صحبت كردن او، ‌اصلا داوری نكنید. بگذارید درمورد مساله هرچه در ذهن دارد، ‌بگوید.

 

اگر از شما راهنمایی خواست، بگویید. گرچه در سن كم این مساله ضروری هست اما در دوره نوجوانی و جوانی، ‌بهتر هست صبر كنید تا از شما بخواهد تا درمقابل‌تان نایستد.

 

طرف او بایستید اما منصف باشید. اگر حتی می بینید حق با طرف مقابل هست، ابتدا كنار فرزندتان بایستید و بعد به‌تدریج مواردی را كه اشتباه كرده، به او گوشزد كنید.

 

بگذارید احساسش را بروز دهد.

هیچ وقت شكست را یادآوری نكنید.

به علایق او دقت كنید

 

 به گزارش پارس ناز از احساس خودتان شروع كنید. فكر كنید كه كسی به علایق شما دقت نشان بدهد. برای رسیدن شما به هدف‌هاي‌تان كه از علاقه شماست، ‌به شما كمك كند. چقدر خوشحال خواهید شد؟‌ این درمورد كودكان هم صادق هست. بنابراین حتما به علایق او دقت كنید

 

و به جای اینكه خواسته‌هاي‌تان را به او تحمیل كنید، برای شناختن خواسته‌هاي كودك‌تان وقت بگذارید. شادی او زمانی تكمیل می شود كه بتواند انچه را دوست دارد – در راستای موفقیت او- انجام دهد.

 

 

 

[ad_2]

لینک منبع

ترفندهای یاد دادن زبان انگلیسی به کودکان

[ad_1]

ترفندهای یاد دادن زبان انگلیسی به کودکان

ترفندهای یاد دادن زبان انگلیسی به کودکان 

زبان انگلیسی که این روزها بسیار پرکاربرد شده هست، برای کودکان نیز لزومی ایجاد میکند که از دوران ابتدایی زندگی آن را فرا گیرند. ذهن ما توانایی هاي بی نظیر اي دارد و میتواند کارهای شگفت انگیزی انجام دهد. بعنوان مثال اگر توانستید نوشته هاي عکس زیر را بخوانید ذهنی قوی دارید.

ترفندهای یاد دادن زبان انگلیسی به کودکان

یادگیری یک زبان اخیر کمی زمان می‌برد و گرچه کمی هم دشوار هست. اگر مشغول یادگیری یک زبان اخیر هستید از خودتان بپرسید هرروز چند ساعت برای یادگیری زبان تلاش میکنید؟ اگر راهش را بلد باشید یادگیری زبان اخیر به آسانی نفس کشیدن هست. پس روش هایي که در این مقاله توضیح داده شده را به کار بگیرید تا به راحتی بتوانید زبان جدیدی را یاد بگیرید.

 

تمرکز و تمرین
تمرین مداوم شامل تکرار و تمرکز هست. در یادگیری تمامی مهارت هاي اخیر باید تمرین داشته باشیم. نکات مفیدی که هنکام تمرین باید به کار برد شامل موارد زیر هست:

 

راهی برای بازگشت باقی نگذارید: برترین راه برای یادگیری یک زبان اخیر این هست که در یک کشور خارجی زندگی کنید. بعنوان مثال اگر می‌خواهید زبان چینی یاد بگیرید به چین سفر کنید. شاید اینکار در واقعیت امکانپذیر نباشد پس از این تاکتیک ها بهره گیری کنید. زمان مطالعه زبان را گذشته از هر چیز دیگری برنامه ریزی کنید. لیسنینگ ها را گوش دهید، نوشتن به زبان اخیر را تمرین کنید و حتی به سبک زبان جدیدی که یاد میگیرید فکر کنید.

 

شریک زبانی داشته باشید: به انجمن هاي آنلاین ملحق شوید و با دیگران برای یادگیری زبان اخیر در رابطه باشید. تا جایی که می‌توانید غرق زبان اخیر شوید.

 

روان صحبت کردن را گزینه کنید نه درست صحبت کردن: با روان صحبت کردن میتوانید خودتان را با مهارت تمام ابراز کنید «بهره گیری از زبان در واقعیت» اما درست صحبت کردن یعنی توانایی دقیق و صحیح بودن «برقراری رابطه بدون اشتباه» می‌توانید روان صحبت کنید اما از نظر گرامری ۱۰۰ درصد درست نباشند.

 

در واقع همه ي ما اشتباه میکنیم پس این قسمت از یادگیری زبان همان قسمت سرگرم کننده آن هست. پس نگران درست صحبت کردن نباشید و به یادگیری خود ادامه دهید.

 

اشتباهات مفید میباشند: هنگام یادگیری یک زبان اخیر اشتباه چندان میکنید. اما این چه اهمیتی دارد. اشتباهات هم لازم میباشند. هر وقت اشتباه کردید به خودتان تبریک بگویید چون یک فرصت یادگیری دیگری را به خودتان داده اید.

 

برای حفظ لغات اخیر از ابزارهای نمونیک یا “یادیار” بهره گیری کنید
چگونگی فرآیند یادگیری از خود فرآیند یادگیری مهم تر هست پس باید به روشهای آموزشی که گزینه میکنیم توجه کنیم. یکی از برترین روشهای یادگیری زبان روش نمونیک هست. مغز ما انسان ها تنها با عکسهای کار می‌کند یعنی هر چیزی برای پردازش در مغز ابتدا به شکل عکس در می‌آید. روش نمونیک نیز به همین شکل هست. به طوری که مفاهیم غیرشهودی را به صورت عکس در ذهن در می آورد.

 

 

[ad_2]

لینک منبع